هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

231

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

فاطمه ( س ) بخشيد . پيامبر از محصول آنجا هر چه را كه فاطمه نياز داشت به وى مىداد و باقى را در كارهاى مسلمانان خرج مىنمود ، همچنانكه منابع شيعه و برخى از منابع اهل سنت بر اين مسأله همداستانند . در در المنثور سيوطى از بزاز و ابو يعلى و ابن حاتم و ابن مردويه از سعيد خدرى آمده كه گفت : چون آيهء « وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ » نازل گرديد ، پيامبر ( ص ) فاطمه را خواست و فدك را به وى بخشيد . همچنانكه همين مطلب را گروهى از ابن عباس روايت كرده‌اند . « 1 » ( 1 ) در شرح نهج البلاغه از سعيد خدرى روايت شده كه پيامبر ( ص ) فدك را به فاطمه بخشيد ، و چون خلافت به ابو بكر رسيد وى اولين كسى بود كه به گرفتن آن از دست زهراء اقدام نمود ، به بهانهء اينكه به پندار وى پيامبر فرموده بود « ما پيامبران ميراث باقى نمىگذاريم ، آنچه ما از خود باقى مىگذاريم صدقه است » . وى با وجود آنكه فاطمه فدك را خواستار شد و بر مالكيت خود نسبت به فدك دليل آورد ، بر گرفتن آن از دست وى پافشارى نمود . ( 2 ) در برخى از روايات آمده كه چون فاطمه او را با دلايل خود از پاسخ ناتوان كرد ، نوشته‌اى دربارهء مالكيت زهرا ( س ) بر فدك نگاشت و فدك را به آن حضرت بازگرداند . ولى عمر بن خطاب از اين كار جلوگيرى نمود و نوشته را از وى گرفت ، كه داستانش دراز است و منظور ما در اينجا جز اشاره‌اى گذرا به آن نيست . فدك همچنان به عنوان يكى از اموال دولتى در اختيار خلفا باقى ماند تا آنكه حكومت به معاويه رسيد . وى آن را به سه بخش كرد و آنها را به مروان بن حكم و عمرو بن عثمان و يزيد بن معاويه داد . همهء آنها در خلافت مروان بدست وى افتاد و او فدك را به فرزندش عبد العزيز داد ، عبد العزيز نيز آن را به فرزندش عمر بن عبد العزيز بخشيد . چون خلافت به وى رسيد فدك نخستين مال غصب‌شده‌اى بود كه وى به علويان

--> ( 1 ) - فضائل الخمسه الصحاح سته جزء سوم ، ص 136 .